|
زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی میپیچد
|
||||
|
|
||||

نميدانم نامت را چه بنامم x يا y ؟
فقط همين را ميدانم كه sin زاويه ي لبانت برابر با cos زاويه ي چشمانت است
همانطور كه مرا در مثلث دلت اسير كردي منم براي انتقام جذر تو را ميگيرم

تو مي گفتي كه قصه ي ما از راه دو ضلع و زاويه ي بين حل خواهد شد
ولي اين را بدان كه قاضي عشق ما كسي جز فيثاغورث نميتواند باشد
و اگر تو را از من بگيرند ، تو را در زير راديكال ملاقاتت خواهم كرد
و به صورت اتحاد مزدوج با تو ازدواج مي كنم







زندگی زیباست اما نه برای موندن ......... بلکه واسه رفتن
زندگی قشنگ و فریبنده است
مثل رد پایی تو بارون
![]()
مثل خش خش برگا نه تو پاییز .... تو زمستون
اگه یه روز تونستی تو زمستون صدای بارون و خش خش برگ و با هم بشنوی
بدون که از زندگی میدونی چی میخوای

همیشه دوست نداشته باش که مثل سرو راست قامت باشی شاید اونم دلش بخواد خم بشه
و گنجیشکی که از تو لونه اش افتاده بیرون برداره
بعضی موقع ها با انعطاف و سر بزیر بودن لازمه مثل یه بید
و بعضی وقت ها هم در برابر مشکلات باید استوار باشی مثل یه سرو

همیشه تابستون نیست که گرماش آدم و میسوزونه
بعضی وقتا بعضی حرفا هست که بد تر از اون دل آدم و میسوزونه
پس بهتره همیشه مواظب باشیم که دل کسی نسوزه از حرفای نسنجیدمون
از این دنیا که همه ی آدم ها رو یه جوری به بازی گرفته
از این زندگی ای که زیباست میدونی چی میخوای ؟
زندگی درسته که زیباست اما ..... اما ها زیاد داره !!!
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 2:34 بعد از ظهر توسط »--(¯`·.محمود.·´¯)--»
|
