تبليغاتX
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی میپیچد

HOMEPAGE

E-MAIL

نميدانم نامت را چه بنامم x يا y ؟

فقط همين را ميدانم كه sin زاويه ي لبانت برابر با cos زاويه ي چشمانت است

همانطور كه مرا در مثلث دلت اسير كردي منم براي انتقام جذر تو را ميگيرم

تو مي گفتي كه قصه ي ما از راه دو ضلع و زاويه ي بين حل خواهد شد

ولي اين را بدان كه قاضي عشق ما كسي جز فيثاغورث نميتواند باشد

و اگر تو را از من بگيرند ، تو را در زير راديكال ملاقاتت خواهم كرد

 و به صورت اتحاد مزدوج با تو ازدواج مي كنم

زندگی زیباست اما نه برای موندن ......... بلکه واسه  رفتن

زندگی قشنگ و فریبنده است

مثل رد پایی تو بارون

مثل خش خش برگا نه تو پاییز .... تو زمستون

اگه یه روز تونستی تو زمستون صدای بارون و خش خش برگ و با هم بشنوی

بدون که از زندگی میدونی چی میخوای

همیشه دوست نداشته باش که مثل سرو راست قامت باشی شاید اونم دلش بخواد خم بشه

و گنجیشکی که از تو لونه اش افتاده بیرون برداره

بعضی موقع ها با انعطاف و  سر بزیر بودن لازمه مثل یه بید

 و بعضی وقت ها هم در برابر  مشکلات باید استوار باشی مثل یه سرو

همیشه تابستون نیست که گرماش آدم و میسوزونه

بعضی وقتا بعضی حرفا  هست که بد تر از اون دل آدم و میسوزونه

پس بهتره همیشه مواظب باشیم که دل کسی نسوزه از حرفای نسنجیدمون  

از این دنیا که همه ی آدم ها رو یه جوری به بازی گرفته

از این زندگی ای که زیباست میدونی چی میخوای ؟

زندگی درسته که زیباست اما  ..... اما ها زیاد داره !!!

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 2:34 بعد از ظهر توسط »--(¯`·.محمود.·´¯)--» |