|
زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی میپیچد
|
||||
|
|
||||
و چه زیباست برای تو چه زیباست از تو نوشتن مادر من حال فرصتی شد تا بتوانم از زحمت های بی دریغت سپاسگذاری کنم ولی چه حیف که قادر نیستم تمام محبت های تو را به قلم بیاورم می گویند دوست ولی به نظر من از هر دوستی بهتر است اگر هزاران بدی در حقش کنیم باز هم ذره ای از محبتش را از ما دریغ نمیکند عشق مادر بسان جنگلی است که بر روی هر درختش نوشته شده : قلبم می تپد برای فرزندانم نمیدانم که مادر را دیگر چگونه تو صیف کنم حیران و سر گردان در برابر بزرگی این فرشته مانده ام فقط می توانم بگویم مادر من ثانیه ثانیه ی عمرم فدای محبت های تو زیبا ترین ترانه ام دوستت دارم مادر من هر لحظه که بخواهی حاظرم فدای محبت هایت شوم عشق من به تو تا ابد در نقش زمان خواهد ماند امیدوارم بتوانم روزی گوشه ای از محبت هایت را جبران کنم (¯`v´¯)¤*"*¤.ــ.¤*"*¤(¯`v´¯)روزت مبارك مادر(¯`v´¯)¤*"*¤.ــ.¤*"*¤(¯`v´¯) بگو مادر هنوز هم يادي از ما ميكني يا نه دعا در حق اين اولاد رسوا ميكني يا نه





+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 8:33 قبل از ظهر توسط »--(¯`·.محمود.·´¯)--»
|

سلام سلام میکنم به دل مهربانت و رخ زیبایت درکوچه های دلتنگی ام باز با یاد تو قدم می زنم ودر تنهایی سکوتم نام تو را فریاد می زنم در التهاب ثانیه های بی کسی ام تو را می جویم و به شوق دیدار تو آسمان خاطره ام را به تماشا می نشینم در لا به لای ابر های سیاه و خاکستری به دنبال روزن وجود تو می گردم آه که چقدر دورم ز تو .... بند بند سرنوشت سخت مرا به اسارت کشیده و من اینچنین در حسرت دیدار تو به انتظار نشسته ام افسوس که هیچ چیز برای من طنین صدایت و صفای رخت را ندارد ای دلبرکم که عاشقانه و از ته جان ترا می پرستم کاش در کنارم بودی و من دست مهربان تو را عاشقانه می فشردم و با صدای آهسته و صمیمی به تو میگفتم : ای تنها ترین تنهای من دوستت دارم Y Y Y Y Y Y Y Y Y Y Y Y باز هم دلم همسفر چهلچله هاست وقتی ای دوست میان من و تو فاصله هاست صبح در گوش من این زمزمه را خواند کس عشق در وسعت شب بیشتر و فاصله هاست تو نبودی دل من از تو هزاران گله داشت حال با آمدنت فصل غروب گله هاست





+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 4:53 بعد از ظهر توسط »--(¯`·.محمود.·´¯)--»
|
