|
زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی میپیچد
|
||||
|
|
||||
گل در نخستین دمی که می شکفد دوشیزه ای زیباست ، اما وقتی خورشید چهره اش را بوسید زنی هوس باز و فریبکار می شود ..... محبوبم اگر بگویم تو زیباترین گل جهان هستی باور کن دروغ نگفته ام زیرا تو به راستی سر و پا گل هستی و شاید از گل زیبا تر و لطیف تر باشی وقتی به دیدگان پر فروغ و افسون کننده ات می نگرم ، زمانی که از کنارت می گذرم و عطر گیسوانت را در مشام جانم احساس می کنم بی اختیار به یاد باغ و بستان می افتم ، تو را میبینم که گلی مغرور هستی تو را میبینم که عطر اندامت گلهای دیگر را به حسادت وا داشته بلبلان عاشق را میبینم که دیوانه وار گرد شمع وجودت می چرخند و نغمه ی عشق سر می دهند ولی تو مغرور و بلند پرواز همچنان بی اعتنا مانده ای ... بعد از این باز هم دلم همسفر چلچله هاست وقتی ای دوست میان من و تو فاصله هاست صبح در گوش من این زمزمه را خواند کس عشق در وسعت شب بیشتر و فاصله هاست تو نبودی دل من از تو هزاران گله داشت حال با آمدنت فصل غروب گله هاست باز کن پنجره ی آبی احساس و ببین صبح امروز پر از زمزمه و هلهله هاست 




+
نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط »--(¯`·.محمود.·´¯)--»
|
