تبليغاتX
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی میپیچد

HOMEPAGE

E-MAIL

(¯`•.__(¯`v´¯)به او بگوييد دوستش دارم (¯`v´¯)__.•´¯)

قلم در دست و حيرانم نميدانم چه بنويسم

         مثال ابر گريانم نميدانم چه بنويسم

 

به مثل يوسف گمنام فتادم من در اين زندان

 

        از اين زندان بي پايان نميدانم چه بنويسم

 

سلام اي شمع فروزان زندگي من

 

سلام اي زيباترين كلام من

 

سلام اي نور ديدگان من

 

اي آنكه با نام و ياد تو هر لحظه از زنگي ام را مي گذرانم.

 

اي كاش مي دانستي كه بي تو زندگي ام را نمي گذرانم.

 

اي كاش مي دانستي كه بي تو زندگي براي من هيچ معنا و مفهومي

 

ندارد.

 

در آن لحظه كه به تو مي انديشم گريه اي نا هنجار مرا در خود جاي

 

 مي دهد .

 

و آرزوي  ديدار تو مرا در كام مرگ مي برد .

 

اي كاش مي توانستم با هر قطره خون خود برايت كلمه اي به وسعت

 

عشق و محبت بنويسم.

 

تا بداني كه هنوز قلب خود را  در دست هاي تو مي بينم .

 

اي آنكه شبها و روزهايم با تو خاطره مي شود .

 

عزيزم آرزوي ديدار تو مرا هر لحظه ديوانه تر مي كند .

 

و از اين ترس دارم كه تو را نديده و  از جهان چشم بندم.

 

اي ستاره ي شبهاي طوفاني ام

 

اي آفتاب هستي بخش من

 

من تو را همچون ستاره در بيكران آسمان پهناور دوست مي دارم

 

و تنها مي توانم بگويم  :

 

دوستت دارم و خواهم داشت

                                        تا لب گور ...

 

بعد از تو از كدام دريچه آسمان را به تماشا نشينم

 

و با كدام واژه عشق را معنا كنم

 

بي تو همه ي ستاره ها خاموشند

 

عزيزم باور كن من هنوز به صداقت چشمانت ايمان دارم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط »--(¯`·.محمود.·´¯)--» |

نازنين من نيكبخت باش و دلت آسوده باشد تو نامزد فرشته مانندي

 

هستي محبوبم گوش فرا دار بزرگترين خوشبختي ها در زندگي

 

عشق است وبزرگترين بد بختي نيز در زندگي عشق مي باشد.

 

براي همين است كه اغلب هنگامي كه تو را نگاه مي كنم لبهايم خندان

 

و چشمانم پر از اشك مي شود.

 

 www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com

آه چه خوب بود كه تو ميتوانستي آنچه در انديشه من است بخواني.

 

روح نازنين تو نبايد رنج ببرد . تو براي دوست داشتن آفريده شده اي

 

تو به وجود آمده اي تا به هر چه كه مي بيني ، خوبي كني   

 

نه آنكه هر چه در پيرامون است به تو آسيب  رساند .

 

 

آه ! عزيزم من تو را دوست دارم

 

آسماني را كه بالاي سر خوش مي بيني فداي آسماني كه در چشمانت

 

هست مي كنم .

 

و چه خوشبختند آنهايي كه هر روز مي توانند چشمان قشنگ

 

تو را ببينند .

                   

 

بيا كنارم و يك لحظه سايبانم باش

 

                         شهاب روشن شبهاي تارم باش

 

در كسالت اين روز هاي تنهايي

 

                        كنار پنجره بنشين هم زبانم باش

 

تو اي شكوه زلال اي جوانه ي زيبايم

 

                       توان اين دل تنهاي نا توانم باش

 

چقدر نامه فرستادم و بيامدي اي

 

                     بيا در اين شب غربت ترانه خوانم باش

 

در اين كوير عطشناك بي تو مي سوزم

 

                    بيا كنارم و يك لحظه مونس جانم باش

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 2:24 بعد از ظهر توسط »--(¯`·.محمود.·´¯)--» |